این نامه در اوایل غیبت کبری برای شیخ ابوعبدالله محمد بن محمد بن نعمان مفید قدس سره – که از بزرگ ترین فقهای تاریخ شیعه به شمار می رود- شرف صدور یافته است. جالب توجه است که حضرت در این نامه همان مقدار از غیبت (90 سال تا زمان شیخ مفید قدس سره) را تأخیر نام نهاده اند و برای بیدار شدن مردم از غفلت، نکات تکان دهنده ای را تذکر داده اند. از آن جا که نامه ی مزبور طولانی است به بخشی از آن اشاره می گردد:
«... اگر شیعیان ما- که خداوند متعال ایشان را به اطاعت خویش موفق بدارد- با دل های متحد و یک پارچه بر وفای به عهد و پیمان خویش اجتماع می کردند، ملاقات ما از آن ها به تأخیر نمی افتاد و سعادت دیدار و مشاهده ی با معرفت برای آن ها حاصل می شد و زودتر از این به دیدار ما نایل می شدند. آن چیزی که ما را از آنان دور کرده (و باعث طولانی شدن غیبت شده) است گناهان و خطاهایی است که مرتکب می شوند و ما چنین انتظاری از آن ها نداشتیم...»(بحارالأنوار176:53)
در این بخش نامه، دو نکته ی مهم جلب توجه می کند:
1- هم دلی در وفا نسبت به فرمان برداری از امام زمان علیه السلام و لزوم هم دل شدن همه ی شیعیان برای وفای به عهد و پیمان امامت.
2- مرتکب گناه شدن شیعیان و ضرورت اتفاق همگی آنان بر توبه ی حقیقی و بازگرداندن حقوق از دست رفته ی امام علیه السلام به ایشان.
تذکر بسیار مهم این است که در رأس همه ی گناهان، گناه عدم انجام وظیفه نسبت به آستان مقدس امام عصر ارواحنا فداه است.
این نامه در اواخر سال 412 هجری صادر شده و هم اکنون بیش از هزار سال از صدور آن می گذرد. به راستی، کدامین اجتماع و کدامین اتحاد برای وفا به عهدی که شیعه با پیشوای خویش بسته است صورت گرفته است؟ کدام توجه و توبه ی دسته جمعی انجام شده است؟
آری، کوتاهی و عدم وفای به پیمان الهی، موجب محرومیت شیعه و جهان بشریت از این بزرگ ترین نعمت الهی شده و این جریان غفلت تا هم اکنون نیز امتداد یافته است که:
«چگونگی بهره مندی از من در دوران غیبتم چونان بهره بردن از خورشید است؛ زمانی که ابرها آن را از دیدگان مستور می دارند.»(کمال الدّین 485:2 (باب 45،ح4)؛ بحارالأنوار181:53)
طبق این کلام شریف، وجه غیبت خورشید را باید در وجود ابرها جست و جو کرد و گرنه آفتاب، بنا به ماهیت خویش، یک سره قابل رؤیت است. خورشید امامت نیز سراسر لطف و رحمت است و مردم اند که با عدم آمادگی برای قبول حکومت الهی او و ارتکاب گناهان، آن وجود نازنین را در پس پرده های سیاه غفلت و معصیت خود پنهان می کنند. این چنین است که شیخ طوسی قدس سره می گوید:
سبب غیبت امام عصر علیه السلام نمی تواند از جانب خداوند یا خود آن حضرت باشد.
او پس از ذکر نکته ای می افزاید:
... و جهت آن غلبه ی خوف از نابودی حق و مطیع نبودن مردم نسبت به اوست. هر موقع که این سبب زائل شود و مردم در اطاعت او بکوشند و تسلیم او شوند، ظهور واجب می شود (بحارالأنوار92:52،ح7).
خواجه نصیر طوسی قدس سره نیز در تبیین این حقیقت جمله ی معروفی دارد که:
وُجودهُ لُطفٌ وَ تصرُّفُه لُطفٌ آخَرُ وعَدمُهُ مِنّا.(کشف المراد:362).
وجود امام مِهر است و تصرّف او (در جایگاه هدایت انسان ها بودنش) مِهری دیگر و نبود او از ماست.
فصل الخطاب تمام این تعابیر، کلام عرشی حضرت فاطمه ی زهرا علیها السلام است در نکوهش مردمانی که با سکوت خویش و تأیید عملی ربایندگان خلافت، امیر راستین مؤمنان را خانه نشین کردند:
«مَثَلُ الإمامِ مثَلُ الکعبةِ إذ تُؤتی و لا تَأتی (بحار الأنوار353:36).»
«امام هم چون کعبه است که (باید) به سوی او روند؛ او (به سوی مردم) نمی آید.»
آری امام زمان ارواحنا فداه کعبه ی مقصودی است که بشریت برای نیل به سعادت آخرت و دنیای خویش، باید متوجه آستان او شود و پروانه وار گرد آن وجود شریف طواف کند، آیا به راستی راهی به جز کرنش در برابر خداوند و گردن نهادن به فرمان های الهی و بازگشت به سوی اهل بیت علیهم السلام فرا روی بشریت باقی مانده است؟
آشتی با امام عصر علیه السلام، دکتر علی هراتیان