خدا را فرشه ای است که هر روز بانگ می زند: بزایید برای مردن، فراهم آورید برای نابود شدن، بسازید برای ویران گشتن.
دنیا گذرگاه عبور است نه جای ماندن و مردم درآ« دو دسته اند: یکی آ« که خود را فروخت و به تباهی کشاند و دیگری آ«که خود را خرید و آزاد کرد.
دوست، دوست نیست مگر آن که حقوق برادرش را در سه جایگاه نگهبان باشد: در روز گرفتاری، آن هنگام که حضور ندارد، پس از مرگ یادی از او بکند.
کسی را که چهار چیز دادند از چهار چیز محروم نباشد با دعا کردن از اجابت محروم بناشد با توبه کردن از پذیرفتن آن محروم نباشد با استغفار از آمرش گناه محروم نباشد، با شکر گزاری از زیادی نعمت محروم نباشد.
حکمتهای نهج البلاغه، حجت الاسلام و المسلمین محمد رضا هادی زاده