جستجوی مطالب سایت

   

فهرست

دانلود

    تم موبایل
    کلیپ موبایل
    صوت قرآن
    کتاب
    هدیه
    پیشنهادات شما

تبلیغات

 
 

اللهم عجل لولیک الفرج             اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم

امروز 1389
به هر کس جز حضرت مهدی علیه السلام دل ببندی ضرر کرده ای!
مرحوم شیخ محمد شریف رازی رحمة الله علیه در نامه ای که برای فرزند خود شیخ محمد رضا شریف رازی که دور از پدر مشغول تحصیل علوم دینی بوده نکاتی را متذکر می شود که از آن جمله می نویسد:
پسرم و نو بصرم! همواره گفته و باز تکرار می کنم؛ سعی کن تا به مولایمان حضرت مهدی صاحب الزمان علیه السلام نزدیک شده و راه ملاقات و تشرف حضورش را پیدا کنی و نیازمندی ها و مایحتاج خود را ماداً و معناً (از نظر مادی و معنوی) از آن حضرت دریافت کنی.
پسرم! و الله این در، بر روی طالبین و مشتاقین آن حضرت باز است.
کس به این درگه نیامد باز گردد نا امید
گر گدا کاهل بود تقسیر صاحب خانه چیست؟
پسرم! کتاب کشف المحجه سید بن طاووس رحمة الله علیه را بخوان و ببین چگونه به فرزندش محمد توصیه و تأکید این روش را می نماید.
پسرم! در خلق خدا غیر از حضرت مهدی (روحی له الفداه) دل به هر که ببندی ضرر کرده ای، آن هم چه ضرری که زیانش جبران ناپذیر است.
پسرم! اهل حال باش، نه فقط اهل قیل و قال، در شبانه روزت که 1440 دقیقه است لااقل چهل دقیقه ی آن را به مولای خود اختصاص بده و و در جای دیگر عشق درونی خود به مولایش امام زمان علیه السلام را با جملات زیر که از سوز دل آن مرحوم حکایت می کند بیان می فرماید:
آرزو و ایده ی حقیر در این دوره ی زندگیم رسیدن به همین فوز و فیض عظیم است و همواره گفته و می گویم:
به امید دیدن تو همه عمر زنده باشم
چو نباشد این سعادت نه من و نه زندگانی
درآخر هم با تأسف از این که چرا جمال دل آرای حضرتش را نمی بیند با قلبی مملو از خوف و رجا می گوید:
می ترسم آخر هم، این آرزو (تشرف به محضر امام زمان علیه السلام) را به گورر ببرم و می گویم: مولا جان!
عمرم تمام گشت ز هجران روی تو
ترسم شها به خاک برم آرزوی تو
با آن که روی ماه تو از دیده شد نهان
عشاق را همیشه بود دیده سوی تو
دامن پر از ستاره کنم شب ز اشک چشم
چون بنگرم به ماه، کنم یاد روی تو
گردش به باغ، بهر تماشای گل بود
گلهای باغ را نبود رنگ و بوی تو
همچون مسیح جان به تن مردگان دمید
چون بگذرد نسیم سحرگه ز کوی تو
رحمی به حال رازی از پا فتاده کن
تا کی به هر دیار کند جستجوی تو
پرواز در ملکوت، محمد یوسفی
بیاناتی از مرحوم آقای سیّد علی آقا قاضی رحمة الله علیه
وسواس در عبادات ممنوع!
مرحوم آقای سیّد هاشم رضوی هندی از تلامذه مرحوم آقای سیّد علی آقا قاضی، می فرمود: روزی یکی را به محضر آقای قاضی آوردند که مثلاً آقا از دستش بگیرد و راهنمایی اش نماید.
مرحوم آقای قاضی فرموده بودند: به این آقا بگوئید که نماز را در اوّل وقت بخواند. بعد معلوم شد که آن آقا وسواس در عبادات داشته ونماز را تا آخر وقت به تأخیر می انداخت.
شور و حال سالک
آیة الله سعادت پرور می فرمود:
« از مرحوم آقای قاضی پرسیدند: این چگونه است که سالک هرچه پیش می رود دوست دارد آثار و نتایج اعمالش را از مکاشفات و واردات قلبیّه ببیند و آیا این در نیّت و انگیزه و اخلاص سالک اثر سویی نمی گذارد؟»
مرحوم آقای قاضی در جواب فرموده بود: « خداوند متعال به خاطر اینکه ما از سیر و سلوک منقطع نشویم و همیشه شور و حال انجام اعمال و افعال را داشته باشیم، ما را در این باره «طمّاع» آفریده است». مرحوم علّامه طباطبائی در تبیین نظر استادشان می فرمود: « چون این طمع و حرص درباره خودش می باشد اشکال و ایرادی ندارد».
اوّل ما خلق
مرحوم آقای قاضی می فرمود: اگر کسی این حدیث کریمه ی «اوّل ما خُلق روحی» را تفسیر انفسی نماید، او را در نزد ما تحفه ای سماوی است!
اسوه ی عارفان ( گفته ها و ناگفته ها درباره مرحوم علّامه سیّد علی آقا قاضی)، صادق حسن زاده، محمود طیّار مراغی
سخنان آیت الله حق شناس رحمة الله علیه
پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم به حضرت امیر علیه السلام می فرمایند که محاسن اخلاق را شیوه ی خود قرار ده، و از اخلاق زشت اگر نگذری مورد ملامت واقع خواهی شد. خداوند کشش هایی دارد؛ یعنی انسان ها را تکان می دهد. این رفتارهای بد را کنار بگذار؛ راه انسانیت این است که کسی که به حج می رود، باید اثر در او ظاهر بشود؛ باید فضایل در قلب رسوخ پیدا کرده، ظاهر شود.
شرایط پیوند قلب سه چیز است:
1-نماز شب 2-درخواست و التماس از خداوند 3-مراقبه
برگرفته از کتاب گفته های آن بزرگوار، تدوین: علی عزلتی مقدم
شب، وقت مناجات با قاضی الحاجات است. نوشته بودند برای بنده که ما چند دفعه نماز شب خواندیم چیزی ندیدیم. نه آقا جان! باید تهذیب نفس کنی! باید اخلاق رذیله را از خود دور کنی! باید رفیق خوب و دانشمندی داشته باشی! کسی که توبه کند، پروردگار عزیز، توبه ی او را قبول می کند.
بر توجه خود به حق تعالی بیفزائید. به خاطرات خود مسلط باشید. اگر شیطان است از خودت دور کن. اگر قلب و دل من مطاف شیاطین نبود، هر آینه ملکوت را می دیدیم. پس اول تصفیه ی نفس، نه نماز شب! دیر آمدی، زود می خواهی بروی!!!
گفته های آن بزرگوار آیت الله حق شناس رحمة الله علیه، تدوین: علی عزلتی مقدم
کلام بزرگان(سخنان مرحوم آیت الله حق شناس)
زن و فرزند، تا لب گورند همراه تو، وقتی آنها لب گور آمدند، قبر شکاف بر می دارد که می بینی زن و بچه هایت می روند، یک مرتبه یک چهره ای زیبا آمده، به تو می گوید مرا می شناسی؟ تو که هستی؟ می گوید: من اعمالتم، نماز شبتم، نماز جمعه ی توأم، آن وقت می گویی: نمی دانستم، من خیلی بی رغبت بودم به تو، نمی دانستم تو در نیمه شب به درد من می خوری. خوب! حالا که دیگر گذشته. موفق می شوی که بفهمی؟! بابا حیا کن! دیگر بس است که گناه کردی! شما را خداوند به مقامی می رساند که برای درک عظمت پروردگار حاضری. یک شعر بخوانم:
ما درِ خلوت به روی غیر ببستیم
از همه باز آمده ایم و با تو نشستیم
هر چه نه پیوند یار بود بریدم
هر چه نه پیوند دوست بود گسستیم
ما بین نماز ظهر و عصر16/12/69
امام صادق علیه السلام از رسول الله صلی الله علیه و آله و سلّم (نقل می کنند):
آمدند خدمت رسول الله صلی الله علیه و آله عرض کردند: چگونه هستند اولیاء خدا؟ قال:«إنَّ اولیاءَ اللهِ سَکَتوا فَکانَ سُکوتُهُم ذِکراً».
اولیاء خدا ساکتند و حرّاف نیستند، ولی سکوت آنها نه به این معناست که غافلند نه!، آنها در سکوتشان ذاکردند و خودشان را در محضر او می بینند و ذاکر قلبی اند.
امام صادق علیه السلام فرمودند: از گردش چشمتان هم قیامت سؤال می کنند:«خدایا ما را مؤدب به آداب اسلام بفرما». رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند که علامتشان یکی این است و نظر و نگاهشان هم حساب دارد. هر جا دلشان خواست چشم نمی اندازند؛ و به کارهای خیر و ثواب وقتی نگاه می کنند عبرت است. نگاه به پیرمرد که می کند به خودش می گوید که تو هم پیر می شوی پس سریع باش! و حرف می زنند از روی حکمت(که) چه می گوید. دلش بیاد خداست و چشمش هم دارد عبرت می گیرد و زبانش هم همه اش موعظه است؛ آدم کنارش می نشیند احساس نورانیت می کند. این ها اولیاء خدایند. حالا یک جا نشسته اند؟ نه! آن ها راه هم می روند در جامعه، در بین مردم هم راه می روند(اگر در جامعه بودی و گناه نکردی، این مهم است) این ها در بین مردم راه می روند، ولی حضورشان برکت است؛ هر جا می رسند برکت را با خود می آورند؛ این ها یقین دارند که خدا آن ها را می بیند؛ این ها حواسشان جمع است. حالا این ها دنبال چه هستند و دنبال چه می گردند؟
و این ها اگر نبود که اجل هر کسی(مکتوباً در عالم ذر) در یک ساعت معینی مشخص است، هر آینه استقرار پیدا نمی کرد روح در بدنشان؛ این ها در دنیا نمی خواهند باشند؛ این ها در این عالم با این که برکت است سیر نمی شوند؛ این ها از ترس معصیت و مکدر شدن قلب امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و نارضایتی خدا و به اشتیاق آن ثواب ها نمی خواهند در دنیا بمانند، و از مرگ هم هیچ گاه نمی ترسند، و موت را پایان کار نمی دانند؛ اصلاً این ها خودشان را برای آخرت ساخته اند.
1/3/70
برگرفته از کتاب گفته های آن بزرگوار(آیت الله حق شناس رحمة الله علیه)، تدوین: علی عزلتی مقدم
کلام بزرگان(جملات مرحوم آیت الله حق شناس)
اگر بخواهیم خودمان را بررسی کنیم، دو رکعت که نماز می خوانیم، شیطان افکارمان را با چیزهای حرام مشغول می کند.
آخه باید شکر کنی. عمر، یک نصفش شکر است، و نصف دیگر آن صبر. اول کلاس شکر، اجتناب از محارم الهی است. پروردگار را یاد کن و اطاعت کن که عصیان نکردی.
وقتی که موسی بن عمران بر شعیب وارد شد 10 سال خدمت شعیب بود، بعد عصا به او داده شد، مبادا بدون استاد راه روی.
هی می گویی من معنویات می خواهم، آخر باید یک قدمی برداری، مجّانی که نمی شود برادر من! گفته های آن بزرگوار آیت الله حق شناس رحمة الله علیه، تدوین: علی عزلتی مقدم
آرشیو
[1]
2