جستجوی مطالب سایت

   

فهرست

دانلود

    تم موبایل
    کلیپ موبایل
    صوت قرآن
    کتاب
    هدیه
    پیشنهادات شما

تبلیغات

 
 

اللهم عجل لولیک الفرج             اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجّل فرجهم

امروز 1389
لطایف نور (تکلم با قرآن)
عبدالله بن مبارک می گوید: در سفر حج، از کاروان دور افتادم و به زنی برخوردم و از او پرسیدم: کیستی؟ گفت: قُل سَلامٌ فَسَوفَ یَعلَمون؛ سلام کن، سپس...(زخرف، 89). سلام کردم و او در جواب سلام من گفت: سَلامٌ قَولاً مِن رَبٍّ رَحیمٍ؛ سلامی از جانب خداوند مهربان (یس،58).
گفتم: در این بیابان چه می کنی، گفت: مَن یُضلِلِ اللهُ فَلا هادِیَ لَهُ؛ کسی را که خداوند گمراه کرده باشد، هدایت گری ندارد (اعراف،16). فهمیدم گم شده است.
پرسیدم: از کجا می آیی؟ گفت: یُنادَونَ مِن مَکانٍ بَعیدٍ؛ از جایی دور ندا می دهند (فصلت،44). گفتم: به کجا می روی؟. گفت: لِلّهِ عَلَی النّاسِ حَجُّ البَیت؛ به خاطر خدا، زیارت کعبه بر مردم واجب است (آل عمران، 97). دانستم به مکه می رود.
پرسیدم: چه مدت در این بیابان بودی؟. گفت: ثَلاثَ لَیالٍ سَوِیّاً؛ سه شب تمام (مریم،10). گفتم: غذا می خوری؟. گفت: و ما جَعَلناهُم جَسَداً لا یَأکَلونَ الطَّعام؛ آنان را به گونه ای نیافریدیم که غذا نخورند (انبیاء،8).
مقداری غذا به او دادم و پرسیدم: در این سه روز، آب و غذا از کجا می آوردی؟ گفت: هُوَ یَطعِمُنی وَ یَسقین؛ خداوند مرا سیر و سیراب می گرداند (شعرا،79).
گفتم: چرا به وسیله ی آیات قرآن سخن می گویی؟ گفت: ما یَلفَظُ مِن قَولٍ اِلّا لَدَیهِ رَقیبٌ عَتیدٌ؛ انسان هیچ سخنی بر زبان نمی راند مگر اینکه مراقبی آماده ی ثبت آن است (ق، 18).
گفتم: بشتاب تا به کاروان برسیم. گفت: لا یُکَلِّفُ اللهُ نَفساً اِلّا وُسعَها؛ خداوند، بیش از توان کسی، از او کار نمی خواهد (بقره، 286).
گفتم: پشت سر من، بر شتر سوار شو. گفت: لَو کان فیهِما آلِهَةٌ اِلّا اللهُ لَفَسَدَتا؛ اگر در زمین و آسمان، خدایی جز خداوند یگانه بود، به تباهی کشیده می شدند(انبیاء،22).
شتر را خواباندم تا او سوار شود. گفت: قُل لِلمُؤمِنینَ یَغُضُّوا مِن اَبصارِهِم؛ به مردان با ایمان بگو چشم های خود را فرو نهند(نور،30). چشمم را به زمین دوختم تا سوار شود. هنگام سوار شدن گفت: سَبحانَ الّذی سَخَّرَ لَنا هذا؛ پاک و منزه است خدایی که ما را بر این چیره ساخت(زخرف، 13).
مهار شتر را گرفتم و در حال خواندن آواز، به سرعت آن را راندم. گفت: وَ قصِد فی مَسیِکَ وَ اغضُضُ مِن صَوتِک؛ در راه رفتن، میانه رو باش و صدایت را آهسته کن (لقمان، 19). ساکت شدم و از سرعتم کاستم.
مقداری که راه رفتیم، از او پرسیدم: شوهر داری؟ گفت: لا تَسأَلوا اَشیاءَ اِن تُبدَلَکُم تَسُؤکُم؛ از چیزهایی که اگر آشکار گردد موجب ناراحتی شما می شود، نپرسید (مائده، 101). متوجه شدم که سؤال بی موردی کرده ام. به همین جهت ساکت شدم و به راه خود ادامه دادم.
وقتی به قافله رسیدیم، پرسیدم: کسی را در این قافله داری؟ گفت: اَلمالُ وَ البَنونَ زینَةُ الحَیاةِ الدُّنیا؛ مال و پسران، زیور زندگی دنیا هستند (کهف، 42). فهمیدم پسرانش در قافله اند.
پرسیدم: نامشان چیست؟ گفت: یا داوُودُ اِنّا جَعَلناکَ خَلیفَةً فِی الاَرضِ (ص، 26). وَ ما مُحَمَّدٌ اِلّا رَسول (آل عمران، 144) یا یَحیی خُذِ الکِتابَ (مریم،12). یا موسی اِنّی اَنَا رَبَّکَ (طه،11)؛ فهمیدم نامشان، داود، محمد، یحیی و موسی است.
پرسیدم: کارشان چیست؟ گفت: وَ عَلاماتٍ وَ بِالنَّجمِ هُم یَهتَدونَ (نحل،16)؛ به وسیله ی نشانه ها و ستارگان، راه یابی می کنند. دانستم پسرانش راهنمای قافله هستند.
پسرها را با همان نام هایی که گفته بود، صدا زدم. همه حاضر شدند. زن به آنها گفت: فَابعَثوا اَحَدَکُم بِوَرَقِکُم هذِهِ اِلَی المَدینَةِ فَلیَنظُرَ اَیُّها اَزکی طَعاماً فَلیَأتِکُم بِرِزقٍ مِنهُ (کهف،16). یک نفر از خودتان را به شهر بفرستید تا با این پول، بهترین غذا را تهیه کرده و بیاورد. یکی از آن جوانان رفت و غذایی آورد.
پس از خوردن غذا، به یکی از پسرها گفت: اِستَأجِرهُ اِنَّ خَیرَ مَن اِستَأجَرتَ القَوِیُّ الامینُ(قصص،26) به او اجرت بده. او بهترین کسی است که استخدام کرده ای و نیرومند و مورد اعتماد است.
پسرها هدیه ای آوردند. زن گفت: وَ اللهُ یُضاعِفُ لِمَن یَشاء(بقره،261) خداوند برای هر کس که بخواهد، چند برابر می کند. پسرها رفتند و هدیه های بیشتری آوردند.
از آن پسرها پرسیدم: این زن کیست که همه ی پرسش ها را با قرآن پاسخ می دهد؟ گفتند: فِضّه، کنیز حضرت زهرا صلوات الله علیها است که بیست سال است فقط با آیات قرآن، سخن می گوید.
بحارالانوار، ج43، اعلام النساء المؤمنات، به نقل از لطیفه ها و ظریفه های قرآنی، حسام الدین درویش
دعای شش قفل(گشایش کارها؛حفظ شدن از گناه و آفات)
هر کسی دعای شش قفل را در نزد خود نگه دارد یا بخواند خدا او را مشمول رحمت خود قرار داده و او را از تمام آفات حفظ می نماید و دعایش همیشه مستجاب بوده و در دنیا با عزت و احترام زندگی می کند
قفل اول
بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله السمیع البصیر الذی لیس کمثله شیء و هو بکل شی ء علیم برحمتک یا ارحم الراحمین و صلی الله علی محمد و اله اجمعین
قفل دوم
بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الخالق العلیم الذی لیس کمثله شیء و هو الفتاح العلیم برحمتک یا ارحم الراحمین
قفل سوم
بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله السمیع العلیم الذی لیس کمثله شیء و هو الغنی القدیر برحمتک یا ارحم الراحمین
قفل چهارم
بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله العزیز الکریم الذی لیس کمثله شیء و هو العزیز الکریم برحمتک یا ارحم الراحمین
قفل پنجم
بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله السمیع العلیم الذی لیس کمثله شیء و هو العلیم الخبیر برحمتک یا ارحم الراحمین
قفل ششم
بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله العزیز الرحیم الذی لیس کمثله شیء و هو العزیز الغفور فالله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین
‫حضرت صاحب الزمان، مهدی موعود (ارواحنا فداه)‬
‫حضرت صاحب الزمان، مهدی موعود (ارواحنا فداه)‬در سال 552هـ شب جمعه شب والدت خاتم االوصیاء منتقم آل محمد(صلی اللّه علیه وآله وسلم)، آخرین امام بر‬حق و ولی مطلقِ خداوند حضرت بقیةاللّه حجة بن الحسن عجلالله تعالی فرجه الشریف واقع شده است .‬
‫در این شب آب زمزم زیاد میشود به گونه ای كه همه می توانند رؤیت كنند، ولی اكنون روی آن پوشیده است.‬
‫در این شب برات آزادی از آتش برای افراد زیادی نوشته میشود، و آن را «شب برات» و «شب مبارك» و «شب‬ ‫رحمت» گویند.‬
‫از امام باقر و امام صادق(علیهما الاسلام) روایت شده كه فرمودند: وقتی شب نیمه شعبان شود، منادی از افق اعلی‬ ‫ندا میكند: «ای زائرین قبر حسین بن علی برگردید در حالی كه گناهان شما آمرزیده شده و اجر شما با خدای‬شما و محمد باشد.» ولی كسی كه استطاعت زیارت قبر امام حسین(علیه الاسلام) را ندارد قبور مطهر ائمة دیگر را‬
‫زیارت كند؛ و اگر این هم ممكن نیست با اشاره به طرف قبرشان سالم دهد. نام پدرشان حضرت ابومحمد حسن‬ بن علی(علیه االاسلام)، و نام مادرشان حضرت نرجس(سالم اللّه علیها) است.‬
‫امام حسن عسكری(علیه الاسلام) در شب والدت برای عمه بزرگوار خود جناب حكیمه خاتون(سالم اللّه علیها) پیغام‬فرستاده فرمودند: امشب نزد ما افطار كن كه شب نیمه شعبان است و خداوند حجت خود را آشكار میسازد.‬
‫والدت امام زمان(علیه الاسلام) در شهر سامرا به هنگام طلوع فجر نیمه شعبان 552 هـ بوده است. بر شانه راست‬ ‫آن حضرت نوشته شده بود: «جاء الْحق و زهق الْباطل اِنَّ الْباطل كانَ زهوقا».‬
َ‬
‫پس از تولد آن بزرگوار را نزد پدر بردند و شروع به سخن فرمود: «أشْهد أن الاِلٰه اِلَّا الله و أشْهد أنَّ محمداً‬ رسول الله و أن علیّا أمیرالْمؤمنین ولی الله» و ائمه معصومین(علیهمالسالم) را یكی بعد از دیگری نام برد تا به ‫وجود شریف خود رسید و برای فرج محبین خود دعا فرمود.‬
برگرفته از کتابسالنامه نور علی نور
لطایف نور
مردی از بنی العباس به مأمون گفت: «علی را در خواب دیدم و به او گفتم: " تو ادعا می کنی که امیر و امام و خلیفه ی راستین مردم، تو هستی. اما بدان که اکنون، خلافت در دست ما است و ما به آن سزاوارتریم ". او هیچ پاسخی نداد و فقط گفت: سَلاماً سَلاماً».
رسول خدا صلی الله علیه و آله معلم حسین علیه السلام
رسول خدا صلی الله علیه و آله معلم حسین علیه السلام
در روایت است امام حسین علیه السلام هنوز زبان باز نکرده بود که رسول خدا صلی الله علیه و آله برای انجام نماز مستحبی ایستاد و حسین علیه السلام کنارش بود. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «الله اکبر» ولی حسین علیه السلام نتوانست بگوید. این کار را شش بار تکرار کرد. دفعه هفتم وقتی رسول خدا گفت: «الله اکبر» حسین زبان گشود و گفت: «الله اکبر» اما صادق علیه السلام فرمود: «از این رو گفتن هفت تکبیر در آغاز نماز سنت (مستحبی) گردیده است.(بحار الانوار/ جلد44/ صفحه196)
چشمه های معرفت، سید محمد رضا طباطبایی نسب
ولادت امام حسین علیه السلام
وقتی امام حسین علیه السلام به دنیا آمد حضرت زهرا سلام الله علیها نوزاد را در پارچه ای سفید پیچید و به حضور رسول خدا صلی الله علیه و آله برد. پیامبر صلی الله علیه و آله او را در آغوش گرفت و کام او را با آب دهان مبارکش برداشت. در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفت. جبرئیل از طرف خداوند بر پیامبر صلی الله علیه و آله نازل شد و پس از سلام عرض کرد: «این کودک را به نام پسر کوچک هارون، برادر موسی علیه السلام، "شبیر" که به عربی "حسین" است بگذار. زیرا علی علیه السلام نسبت به تو همچون هارون نسبت به موسی علیه السلام است؛ با این فرق که بعد او تو پیامبری نخواهد آمد.»
آرشیو
[1]
2