مرحوم حاج آقای درزیان که از شاگردان فرهیخته حاج شیخ محمد کوهستانی بود چنین نقل کرده است: یکی از شب ها در حجره خود مشغول مطالعه بودم، اواخر شب بود که دیدم کسی در حجره را می کوبد، در را باز کردم دیدم آقاجان کوهستانی است؛ به من فرمود: آقا شیخ اسحاق برو درب تمام حجرات مدرسه را بزن و بگو هر طلبه ای که کار خلاف انجام داده صبح قبل از طلوع آفتاب حجره را خالی کند. من طبق دستور آقاجان به سراغ تمام حجرات رفتم و اطلاع دادم ولی نمی دانستم هدف معظم له چه بوده است.
صبح متوجه شدم که یکی از حجرات خالی شده است. بعد که از آقا جان پرسیدم جریان چه بوده است فرمود: دلت محکم است؟ قلبت «الاحرار صندوق الاسرار» است؟ و آنگاه گفت: چند شب قبل خواب دیدم که از نزدیک مسجد محل درشکه ای می آید که در آن پیامبران اولوالعزم نشسته اند و رسول خدا کنار صاحب درشکه نشسته است و حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در حالی که شمشیر در دست مبارک داشت پای رکاب ایستاده است؛ همین که به من نزدیک شد حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف فرمود: محمد می روی؟ عرض کردم مطیعم. فرمود: برو مدرسه ات را اصلاح کن. من از خواب بیدار شدم و پس از جستجو آگاه شدم که توسط یکی از افراد در مدرسه کار خلافی انجام گرفت، از این رو به شما گفتم که این گونه خبر را ابلاغ کنی.
برقله پارسایی، به نقل از ارواح مهربان، محمد یوسفی